از دستـ شقایقـ بهـ دلـ باغـ رسیدمـ


by : x-themes

بهـ نامـ او

از دستـ شقایقـ بهـ دلـ باغـ رسیدمـ

از شاخهـ ی تنها شدنمـ قافیهـ چیدمـ

آغوشـ چمنـ باز شود روی نگاهمـ

رود استـ کهـ شوید ز دلـ منـ غمـ و آهمـ

اینـ چهرهـ ی خورشید مرا یاد تو انداختـ

 از نور امیدی کهـ دمد، قافیهـ ای ساختـ

ای پشتـ و پناهـ دلـ بیچارهـ ی تنها

شادی کنـ و هر دمـ نشو آوارهـ ی غمـ ها

یکـ لحظهـ بخند ای نفسـ جاری دریا

معنا شود آرامشـ منـ در دلـ رویا

 

پـ.نـ: مفعولـ مفاعیلـ مفاعیلـ فعولنـ

 




†ɢα'§ : <-TagName->
برچسب:, |- مبهم -|

ϰ-†нêmê§